برگرفته از دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آناناس اسم خود را از كجا گرفته است
وقتي شما به آناناس نگاه مي كنيد، حتماً فكر مي كنيد كه داريد به يك ميوه مي نگريد
. ولي در حقيقت آناناس ميوه نبوده و بلكه گروهي از ميوه هاي كوچك به هم چسبيده است،
كه هر كدام شبيه به يك سيب كوچك هستند.
تخمدان مركزي، ساقه اي است كه هر يك از اين ميوه هاي كوچك روي آن به وجود مي آيد.
ولي چون خود ميوه آناناس شبيه ميوه كاج است. بنابراين اسم آن را «پاين اپل» گذاشته اند.
اسپانيائي ها كه از كاشفان اوليه قاره آمريكا بودند، وقتي به آمريكاي جنوبي رسيدند،
پي به وجود اين ميوه خوشمزه برده و در بازگشت آن را به عنوان ارمغان به اروپا آوردند
و سال هاي سال بعد از آن اروپائيان خوش خوراك ثروتمند
اين ميوه درشت و خوشمزه را در گلخانه هاي خصوصي خود پرورش مي دادند.
بنابراين اين ميوه يك چيز كاملاً تجملي بود. همانطور كه صنعت حمل و نقل توسعه مي يافت.
امكان اين فراهم مي شد كه آناناس در مناطق گرمسيري به عمل آمده و با كشتي به بازارهاي شمالي حمل شود.
بنابراين امروزه غالباً آناناس ديگر به صورت سابق در گلخانه پرورش داده نمي شود
و اين نوع آن فراوان نيست.
امروزه مزارع وسيع آناناس در بسياري از جاهاي دنيا به وجود آمده است،
مثل «هند غربي» فلوريدا، آفريقاي شمالي، هاوائي و استراليا.
گياه آناناس تا سه فوت رشد مي كند و در هر موقع از سال ميوه مي دهد.
بعد از اين كه اين گياه رسيده باشد.
جوانه هاي تازه اي براي محصول بعدي در روي آن ظاهر مي شوند.
يك درخت آناناس ممكن است ساليان زيادي زندگي كرده، ميوه بدهد.
برگ هاي آناناس، حاوي يك نوع الياف است كه در پارچه سازي به كار مي رود.
براي به عمل آوردن گياه آناناس، به ندرت از تخم آن استفاده مي شود،
بلكه معمولاً ازدياد اين گياه بيشتر با قلمه زدن به عمل مي آيد.
در ضمن بايد اين گياه در زمين كاملاً زهكشي شده، كاشته شود.
زمين هاي شن با چند اينچ عمق و براي اين منظور مناسب تر است.
بعضي اوقات هم پرچين هاي بلندي در اطراف اين گياه درست مي كنند
تا آن را از سرماي احتمالي و يا گرماي خيلي زياد حفظ مي كند.
اولين كتاب كي نوشته شد؟
هزاران هزار سال طول كشيد تا بشر به مرحله اي رسيد كه توانست
آن چيزي را بسازد كه شباهت جزئي به چيزي كه امروزه به اسم كتاب مي شناسيم، داشته باشد.
بنابراين وقتي مي خواهيم تاريخچه اولين كتاب را در دنيا بررسي كنيم.
بايد متوجه باشيم كه احتمالاً اين كتاب نبايد شباهتي به آن چيزي كه امروزه كتاب ناميده مي شود،
داشته باشد و خيلي با آن فرق داشته است. در حقيقت كتابهاي اوليه دنيا تا آنجائي كه ما مي دانيم
واقعاً كتاب هائي به مفهوم جديد اين كلمه نبوده اند.
چند هزار سال پيش بابلي ها و آشوري ها لوحه هاي گچي درست مي كردند
كه بر روي آنها هر موضوع يا واقعه اي را كه ميل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداري مي كردند.
آنها با كمك نوعي ابزار نوك تيز، نوشته هايشان را كه به خط ميخي بوده،
روي اين لوحه هاي گچي، وقتي كه هنوز مرطوب بود رسم مي كردند.
سپس براي اين كه اين يادداشت ها يعني لوحه هاي گچي دوام و عمر بيشتري داشته و دائمي تر باشند
آنها را در كوره گذاشته و مي پختند. بعضي اوقات اين موضوع يا واقعه اي كه مي خواستند يادداشت كنند
خيلي طولاني بوده و بنابراين لوحه هاي گچي بيشتري مي برد. بدين ترتيب درست مثل يك كتاب داراي صفحات زيادي بود
در اين صورت شايد مي شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در اين مورد، يك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس يك نوع ني به نام «پاپيروس» بود.
اين صفحات مسطح كه با دست ساخته مي شدند رنگ زرد پريده اي داشتند
و به وسيله باريكه هاي درازي به يك ديگر وصل بودند كه به دور يك استوانه چوبي يا استخواني پيچ مي خوردند.
مصري ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود،
شعر و داستان و يا وقايعي را با انواع خطوط تصويري روي اين صفحات پاپيروس مي نوشتند و يا مي كشيدند.
از آنجائي كه جا به جا كردن اين استوانه ها كار راحتي نبود، بنابراين عمل نوشتن،
بعضي اوقات روي صفحات جدا از هم انجام مي گرفت.
بعضي ديگر از مردم قديم مثل يوناني ها و رومي ها، كتابهائي مي ساختند كه به دور استوانه مي پيچيدند.
اولين موسيقي چه بود؟
افسانه هاي گوناگوني بين مردم در مورد اين كه موسيقي چطور آغاز شده است وجود دارد
. انجيل مي گويد كه «جوبال» پدر موسيقي بوده است. كتب قديمي اسپانيائي حكايت مي كنند
كه وقتي جوبال داشته به آهنگ سندان كوفتن «توبالكن» گوش مي داده، متوجه شده
كه چطور اين صداها، انعكاس موزوني پيدا مي كنند.
سپس او سعي كرد اين صداها را تقليد كند، و به زودي توانست با پرده بلند و كوتاه آواز بخواند.
در افسانه هاي يوناني آمده است كه «پن» مخترع ني چوپاني بوده است.
روايت شده كه «پن» موقعي كه داشته تصادفاً، توي اين ني كنار رودخانه اي، آه مي كشيده، متوجه شد
كه نفس هاي او به صورت نواي غم انگيز و محزوني، در اين ني ها منعكس مي شود.
بنابراين، پن با اين تجربه هايي كه كسب كرده بود. اين ني ها را به طول هاي نامساوي بريده
و به هم چسباند و به اين ترتيب يك آلت موسيقي درست كرد.
البته اين داستانها، غالباً تخيلي هستند، به نظر مي رسد كه انسان هاي اوليه هم نوعي آهنگ و موسيقي
از بعضي چيزها، به وجود مي آوردند. موسيقي عاميانه به عنوان نوع باستاني موسيقي از زماني آغاز شد
كه آواز خوانان تعليم نديده، پيش خودشان آوازهائي ساخته و مي خواندند.
يوناني ها موسيقي را با شعر و داستان هاي نمايشي ( شبيه خواني) مربوط كرده بودند.
و اسباب هاي موسيقي كه به كار مي بردند، عبارت از چنگ، بربط، فلوت و اين نوع چيزها بود.
هنر موسيقي، پيشرفت خود را به مقدار زيادي مديون كليساهاي مسيحي مي داند.
چون اين موسيقي كليسائي بود كه باعث شد انواع ديگر موسيقي پديد آمده و وسايل موسيقي اختراع شوند
و خلاصه موسيقي به صورت يك هنر قطعي جاي خود را در ميان انواع هنرهاي ديگر باز كند.
اولين سكه چه موقع ساخته شد؟
سكه عبارت از يك تكه فلز است كه وزن و عيار مخصوص دارد، با علامت مخصوص يا مهر كساني كه آن را ضرب مي كنند.
اولين سكه هائي كه در دنيا ساخته شد هفت قرن قبل از ميلاد مسيح بود كه توسط ليدي ها ساخته شد،
آنها قوم ثروتمند و با قدرتي بودند كه در آسياي صغير مي زيستند.
اين سكه هاي اوليه از جنس مخصوصي كه الكتروم نام داشت ساخته مي شدند.
الكتروم يك تركيب طبيعي است كه 75 درصد طلا و 25 درصد نقره دارد.
اين سكه ها به شكل و اندازه يك لوبيا بوده اند و تقريباً يك پول رسمي محسوب مي شدند.
سپس يوناني ها هم به تقليد آنها از اين فكر كه يك پول رسمي فلزي رسمي داشته باشند
استقبال و بنابراين شروع به ساختن پول سكه اي كردند.
بدين ترتيب، حدود صد سال بعد، بسياري از شهرهاي سرزمين بزرگ يونان و آسياي صغير،
در جزاير درياي اژه و سيسيل و جنوب ايتاليا براي خود ضرابخانه داشتند.
سكه هاي طلا با ارزش ترين سكه ها به حساب مي آمده اند. بعد هم سكه هاي نقره اي و بالاخره سكه ها مسي.
ضرب سكه توسط يوناني ها حدود 500 سال دوام داشت.
رومي ها هم اين عقيده را پذيرفته و حدود 500 سال ضرب سكه را اجرا كردند.
بعد كم كم هنر ضرب سكه آن حدت و شدت خود را از دست داده
و از سال 500 تا حدود 1400، سكه هاي متعلق به اين دوره خيلي نازك بوده و قابل توجه نبودند.
اما در قرن پانزدهم، هنر ضرب سكه دوباره احيا و فلز، فراوان تر شد
و استاد كاران اين حرفه براي قلم زدن روي سكه ها به كار گمارده شدند.
اولين سكه هاي انگليسي قبل از رسيدن رومي ها ضرب شده بودند و در زمان غلبه «نورمنها»
قريب هفتاد ضرابخانه داير، در اين كشور وجود داشت.
اما در سال 1850 ضرابخانه سلطنتي، تنها ضرابخانه انحصاري و تأسيس شده از طرف دولت بود.
كشيدن دخانيات از چه زماني شروع شد؟
اولين مردمي كه توتون را زراعت كرده و مي كِشيدند، سرخ پوستان شمال و جنوب آمريكا بودند.
موقعي كه كريستف كلمب و ساير كاشفان اوليه آمريكا، قدم به اين قاره گذاشتند، متوجه شدند
كه بومي هاي اين سرزمين از توتون و تنباكو به صورت مختلف استفاده مي كنند.
مثلاً يك نوع چپق كشيدن بين سرخ پوستان رسم بود كه علامت صلح بود.
گذشته از اين، سرخ پوستان عقيده داشتند كه تنباكو خواص دارويي داشته و اگر آن را بكشند از بيماري ها در امان خواهند بود.
تنباكو براي اولين بار در قرن شانزدهم، به خاطر معروفيتي كه از نظر خواص داروئي داشت،
به اروپا برده شد و چپق هاي مخصوص آن نيز در اروپا عرضه شد.
در 1619، چپق هاي مختلفي در انگليس ساخته شده و تعداد سازندگان اين چپق ها آنقدر زياد شدند
كه حتي تشكيل يك صنف جداگانه را دارند. البته امروزه قسمت اعظم توتون به صورت سيگار به مصرف مي رسد.
سيگار كشيدن هم يك عادت خيلي قديمي است. كاشفان اوليه اسپانيائي متوجه اين موضوع شدند
كه اهالي بومي هند غربي و مكزيك چيزي به اسم برگ سيگار دود مي كنند.
اهالي بومي هند غربي از يك نوع پوست نازك درخت نخل براي پيچيدن سيگار استفاده مي كردند
و در مكزيك هم غلاف ذرت را براي اين منظور به كار مي بردند.
اولين مردمي كه از كاغذ براي پيچيدن سيگار استفاده كردند اسپانيائي ها بودند.
كشيدن سيگار در كشورهاي نزديك مديترانه و درياي سياه و خصوصاً نواحي تحت حكومت تركيه
به زودي رواج پيدا كرده و به شدت شايع شد. به طوري كه زماني كه ارتش انگليس،
در سال هاي 1856- 1854 در «كريمه» مي جنگيدند، سيگارهاي تركي را كشف كرده
و در بازگشت آن را به عنوان ارمغان با خود به لندن بردند،
و بعد از چند سال، اولين كارخانه سيگار سازي در لندن افتتاح گرديد