لحظه
های اخر همیشه غم انگیزه .دل کندن خیلی سخته اما اگه ادم مجبور باشه کاری از دستش
بر نمیاد همه شما عزیزان رو به خدا سپردم و ممنونم از محبتهاتون خدا حافظ همه
اهنگ گل
ارکید به صورت فلش که همیشه دوسش داشتم کلیک کن اینجا رو
+ نوشته شده در
85/02/03ساعت 10 بعد از ظهر  توسط معین
|
روزي اتوبوس خلوتي در حال حركت بود. پيرمردي
با دسته گلي زيبا روي يكي از صندلي ها نشسته بود . مقابل او دختركي جوان قرار داشت
كه بي نهايت شيفته ي زيبايي و شكوه دسته گل پيرمرد شده بود و لحظه اي از آن چشم بر
نمي داشت . زمان پياده شدن پيرمرد فرا رسيد . قبل از توقف اتوبوس در استگاه پيرمرد
از جا برخاست . به سوي دخترك رفت و دسته گل را به او داد و گفت : (( متوجه شدم كه
تو عاشق اين گلها شده اي . آنها را براي همسرم خريده بودم و اكنون مطمئنم كه او از
اينكه آنها را به تو بدهم خوشحال تر خواهد شد))دخترك با خوشحالي گل را پذيرفت و با
چشمانش پيرمرد را كه از اتوبوس پايين مي رفت بدرقه كرد و با تعجب ديد كه پيرمرد به
سوي دروازه ي آرمگاه خصوصي در آن سوي خيابان رفت و كنار نرده ي در ورودي نشست
|
|
+ نوشته شده در
85/02/01ساعت 1 بعد از ظهر  توسط معین
|