تبليغاتX
عشق يعني مستي يعني ديوانگي ** عشق يعني با جهان بيگانگي ** عشق يعني شب نخفتن تا سحر ** عشق يعني سجده ها با چشم تر ** عشق يعني سر به دار آويختن ** عشق يعني اشک حسرت ريختن ** عشق يعني در جهان رسوا شدن ** عشق يعني مست و بي پروا شدن ** عشق يعني سوختن و ساختن ** عشق يعني زندگي را باختن ** عشق يعني.........؟

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب گلایه های من در تنهایی

گلایه های من در تنهایی

بیا تا گل بر افشانیم

کهن ترین بنایی که در پرده ای از ابهام پوشیده شده و هنوز باقی مانده است ، با کلیه پیشرفتهای علمی و تکنولوژی در دنیای امروز، باز هم اعصار مجهول تاریخ از نظرها به دور مانده است . هنور حتی انسان نمی تواند به دقت قدیم و آثار قدیمی ،سنگهای ساختمانی را با همان ظرافت بسازد . هنوز استادان از روی هم چیدن سنگهایی به قطعات هفتاد تن مشابه آنچه که با دقت و وسواس عظیم در بنای هرم بزرگ به کاررفته است ، عاجزند . هنوز محاسبات ریاضی ما در اندازه گیری ابعاد زمین و حرکت سیاره ها از دقت و صحت محاسبات انجام شده در زمان بنای هرم بزرگ برخوردار نیست . اینکه چرا هنوز در تهیه و تدارک وسایل اندازه گیری لنگان لنگان به دنبال انسانهای ماقبل تاریخ هستیم ، چگونه این تمدن درخشان ، هرمهای مصر ، در برهه ای از زمان درخشیده و سپس ناپدید شده است ، بر ما پوشیده می باشد . هنوز کاملأ مشخص نیست که آیا این قدرت علمی و هنری که انسان امروز  تنها گوشه ای از آن را دریافته است ، از یک مغز فوق انسان و یا منبع فکری خارق العاده است . این امکان را هم مذهب و عرفان تایید می کند . امکان دیگر رسیدن این تمدن پیشرفته از خارج کره زمین به ساکنان زمین است و یا البته لزومأ نمی توان گفت که یکی از این نظریات درست است . با توجه به آنکه بشر امروز هنوز در تنگنای این تمدن سردرگم است و می اندیشد که این این امر یک مسئله خارق العاده و خاص می باشد و لذا سبب آن نیز خاص است ، در هر حال منبع و منشا این ظرافت هنری و علمی در ساختمان هرم بزرگ و اهرام مصر هرچه باشد ، این حقیقت به جای خود باقی است که این ساختمان از چنان نبوغ و مهارت شگرفی برخوردار است که در طول تاریخ انسان ها نظیر آن مشاهده نشده است و هر جسم یا ساختمان هرمی شکل که دقیقأ با ابعاد متناسب با هرم بزرگ مصر ساخته شود و در امتداد شمال و جنوب میدان مغناطیسی زمین قرار گیرد ، می تواند به پیرایش ، انعکاس و تمرکز میدان های انرژی منتهی شود . از آزمایش های متعددی که در درون اجسام هرمی شکل با ابعاد چند سانتی متر یا چند متر انجام شده ، این نتیجه حاصل گردیده است که نوع جسم یا ماده ای که در ساختمان این اهرام به کار می رود ، به هیچ وجه در ماهیت میدان های انرژی که در درون آن ها متمرکز می شود ، تاثیر ندارد .

 

 

"نتایج آزمایش های انجام شده "

 

1- غذاهای فاسد شدنی تا مدتها مدید بدون فساد در درون هرم باقی می ماند

 

2- آب های آلوده ، تصفیه و عاری از میکروب می شوند *در مورد این ازمایش در فصول آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد

 

3- نباتات با سرعت بیشتری رشد می یابند

 

4 - فلزات زنگ زده ، جلا و صیقل اصلی خود را باز می باند

 

5 -  انسان ها به استراحت بهتری دست یافته و نیز به قدرت اندیشه آدمی افزوده می شود

 

6-  آرامش و درمان امراض روانی با سهولت بهتری انجام می شود

 

 

 

مسئله ای که برای اولین بار منتهی به کشف این خواص در اجسام هرمی شکل گردیده ، ملاحظه این حقیقت بود که حیوانات مرده در اندرون آرامگاه اصلی فرعون در هرم بزرگ هرچند آب خود را از دست داده ولی فاسد نشده اند در نتیجه این مشاهده بود که بشر متوجه گرید که شاید شکل خاص هرم در این پدیده دخالت داشته باشد . برای تحقیق این موضوع هرمی به ارتفاع75 سانتیمترساختند و جسد یک گربه را مستقیمأ در زیر راس هرم و به فاصله یک سوم ارتفاع  هرم از پایه آن قرار دادند و مشاهده کردند که گربه چندی بعد بدون هرگونه تجزیه و فساد به مومیای تبدیل شده است . در آخر نتایج این آزمایش منشر شد ، اعلام گردید که بین شکل اهرام و اثرات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژی فضای داخل آن نسبت های معینی وجود دارد و با رعایت این نسبت ها می توان اثرات ناشیه را تشدید نمود .  بر خلاف تصور عمومی که به مدت 500 سال هرم گیزا را تنها آرامگاهی بزرگ برای خئوپس تصور می کرد و دستور ساخت آن را تنها علت عقده های خود بزرگ بینی می دانست ، اکنون دانشمندان دریافته اند که این بنای شگفت انگیز ، گنجینه ای از علوم مهندسی ، ریاضی ، ژئودزی ، اختر شناسی ، معماری و دیگر دانش های شناخته شده روزگار خود ما بوده است . گویااین ساختمان هرمی شکل همچون کتابی سنگی بازگو کننده دانش و تکنولوژی آن روزگاران است .  مورخین ، جهانگردان و دانشمندان علیرغم وجود اهرام بی شماری که در سرتاسر زمین (چین ، ژاپن ، مصر ، .. ) هست . تنها در زمینه هرم گیزا بوده است که کتابها نوشته اند و پژوهش ها کرده اند ، به عنوان مثال در مصر حدود 30 هرم نسبتأ مهم وجود دارد که از نظر محققان 6 هرم که قبل از هرم بزرگ ساخته شده است ، از نظر عظمت ، کمال هندسی و محاسبات ریاضی در سطح پایین تر قرار دارند و در 23 هرم دیگر که پس از آن ساخته شده اند ، از دقت و ظرافت کار به نحو محسوسی کاسته شده است . هرم بزرگ در 16 کیلومتری غرب قاهره در زمین مسطحی به وسعت 6/2کیلومتر مربع از دشت جیزه مشرف به نخلستانهای دره نیل بنا گردیده و سطح زیر بنای آن که اندکی بیش از 13 جریب را می پوشاند با دقتی معادل چند میلیمتر اختلاف تسطیح شده است. دانشمندان پر آوازه جهان در پی مطالعه و محاسبات گسترده خود به این نتیجه شگفت انگیز دست یافته اند که ابعاد هرم گیزا در رابطه تنگاتنگ با ابعاد کره زمین است . یعنی نه تنها طول پیرامون قاعده هرم برابر طول نیم دقیقه قوس نصف النهاری است که از راس هرم گذشته و دلتای رود نیل را در بر میگیرد ،بلکه دانش نوین پیرامیدوگرافی ثابت کرده است که بسیاری از ابعاد بنیادین بخش های گوناگون هرم گویای شمار روزها ، سالها و سده های شمسی اند. ولی متاسفانه نحوه محاسبه این اعداد در حدود 6800 سال قبل هنوز مشخص نشده است ، همچنین مدارکی که سطح جنوبی هرم یافت شده است که ثابت می کند مصریان از این سطح به وسیله پدیده ای که فلاش نام گرفته ، روزهای تعدیل بهاری و پاییزی را تعیین می کرده اند . افزون بر این نور انقلاب زمستانی نیز توسط گوی زرینی که دو راس هرم قرار داشته اعلام می نمودند .

 

برای ساختمان این اهرام ، دو میلیون و ششصد هزار قطعه ، سنگ های ساختمانی تراشیده شده ، از گرانیت و سنگ مرمر با وزن هایی از 2 تا 70 تن با دقتی بی مانند در حدود جزئی از میلیمتر تراشیده شده تا بنایی به ارتفاع 140 متر پدید آورده است . نکته جالب اینکه در احداث زاویه ها و شیب های هرم ، عامل دقیق و پیشرفته علم مثلثات مورد نظر بوده است . تسطیح و هموار کردن چندین هزار هکتار زمین دشت جیزه برای زیربنا و محوطه پیرامون هرم و نیز تراش و صیقل دادن آن قطعات عظیم سنگی ، چنانچه از برگردان حروف هیروگریف منقوش بر سنگ نوشته ها و همچنین از گفته های کاهنین به هرودوت (پدر تاریخ)بر می آید ، مصریان پستی و بلندی های مسطح زیرپی را به وسیله آب ، هموار و محوطه را تسطیح و تراز می کردند . مجموعه اطلاعات به دست آمده تا امروز حاکی از این است که هرم بزرگ ، راز بزرگ یک دانش گمشده در تاریخ را در سینه خود دارد .تاچندی پیش هرگونه دلیل روشنی وجود نداشت که مصریان پنج هزار سال پیش توانایی محاسبات ریاضی و نجومی دقیق برای پایه گذاری این چنین ساختمان شگفت آوری را داشته اند .

 

 

 

" برخی از مشاهدات درمورد هرم  "

 

بسیاری سال پیش ، گروهی از مردم به طور اتفاقی متوجه شدند که صداهای غیر عادی به مانند زمزمه های نامفهوم از اهرام به گوش می رسد . با توجه به آنکه صدا و صوت نوعی انرژی است ، اگر مصر قدیم به خواص و آثار مرتبت بر صدا تا این حد آشنایی داشتند ، کاملأ منطقی به نظر می رسد که جنبه های اکوستیک معماری در ساختمان هرم رعایت کرده باشند و حقایق مشهود نیز این گمان را تایید می کند . در تمدن و فرهنگ ملل قدیم به خصوص در افسانه های ملت چین مکرر از نوعی نداسنگ ، یافت می شود . این سنگ ها از نوع یشم بوده و به هنگام برخورد دو قطعه از آنها ، آوایی خوش شبیه به آهنگ موسیقی شنیده می شود . چینی ها این طنین را صدایی آسمانی و ندای بزرگ طبیعت می نامیدند

 

سر ویلیام ، دویست سال قبل یک خبرنگار کنسول الجزیره در گالری بزرگ اهرام هرم گیزا ، برای اولین بار متوجه شد که صدا در این فضا به وجهی غیر عادی تشدید و طنین انداز می شود ، اما چنانکه بعد ها مشخص شد ، این تشدید صدا محدود به هرم بزرگ نیست . بسیاری از افراد ادعا کرده اند که صداهایی غیرعادی به مانند زمزمه های نا مفهوم که از راه دور به گوش می رسید از هرم های کوچک (مدل) نیز شنیده اند . از زمانهای بسیار قدیم ، پزشکان به این حقیقت آشنا بودند که صدای موسیقی در شفای پاره ای امراض به خصوص بیماریهای روانی اعجاز می کند . رشد گیاهان را سرعت می بخشد و در حیوانات و انسانهایی که در معرض انواع صدا قرار می گیرند ، تغییرات و تحولات کاملأ محسوسی پدید می آورد و اینک بر اساس دانش جدید همه این پدیده ها نشانگر آن است که امواج صدا حامل نوعی انرژی هستند که عمیقأ بر روی سلولها اثر مثبا یا منفی باقی می گذارند . در مصر قدیم ، صدا به عنوان یکی از ابزارهای اصلی برای درمان بیماریها به کار گرفته می شد . یونانیان ، ایرانیان ، هندیها، سرخپوستان آمریکا و بسیاری از قبایل بدوی از این سیستم معالجه سود می گرفتند .فیثاغورث حکیم یونانی در مورد آزمایش های خود از صدا به عنوان یک نیروی خلاق نام میبرد که ارتعاشات آن هم جنبه مادی و فیزیکی و هم اثرات معنوی دارد . او مدعی بود که این علم را در انجمن ها ی سری مصر فراگرفته است .یکی از جالبترین تجربیات در مورد تاثیر صدا به وسیله خانم دورتی رتالاک همسر یک موسیقیدان به عمل آمده است

 

 

 

" شعاعهای نورانی اهرام "

 

گزارشهای دیگر درباره هرم بزرگ حاکی است که گهگاه شعاع های نورانی دایره ای شکل ، اطراف هرم را در بر می گشود و یا صدا هایی ناله مانند از پیکره ابوالهول شنیده می شود . به هر صورت طبیعت انرژی در اطراف و داخل هرم هرچه تصور شود و هدف سازندگان و معماران آن در ایجاد و کاربرد قدرت های کیهانی هرچه بوده باشد ، این حقیقت به جای خود باقی است که هم اکنون این نیرو ها در هرم حضور دارند و زمانی که به شناسایی و نحوه عمل این نیروها آگاه شویم شاید به استقرار تمدنی بنیادی و اصولی توفیق فراهم یافت .

 

یکی از نویسندگان به نام پیتر تامکینز به نقل از سر ویلیام سیمونز یکی تز مخترعین انگلیسی می گوید :در مسافرت به مصر و بازدید از هرم گیزا هنگامیکه در فضای باز راس هرم ایستاده بودم ، بر حسب تصادف دستهای خود را به طرف بالا بردم و دریافتم که با حرکت انگشتانم ، صدای تخلیه الکتریسیته استاتیک از خازنی به گوش می رسد . آن گاه تنها انگشت اشاره دستم را به طرف بالا بردم و حالتی همانند سوزن سوزن شدن ، در انگشتم احساس نمودم . در این حالت بر آن شدم جرعه ای از شرابی که به همراه داشتم بنوشم ولی با نزدیک نمودن بطری به لبانم ناگهان یک شوک الکتریکی ایجاد گردید . به دنبال کشف این پدیده تدبیر جالبی اندیشیده و یک روزنامه را به آب آغشته نمودم . سپس آن را همانند لفافی به دور شیشه شراب پیچیده و بدین سان بطری را به یک خازن الکتریسیته تبدیل نمودهم ، آنگاه بطری را در بالای سر خود نگاه داشتم . در این حال به روشنی صدای تخلیه الکترسیته استاتیک به گوش می رسید . سر ویلیام می افزاید : سپس به یکی از همراهان نزدیک شده و دست او را لمس نمودم ، در این حالت شوک الکتریکی شدیدی ایجاد شد به گونه ای که وی ناگزیر به گریختن از راس هرم گردید

 

 

 

" بمباران اتمی اهرام "

 

سال 1961 میلادی را می توان سرآغاز دگرگونی در بررسی اسرار هرم گیزا دانست . . در این سال دکتر لویی الوارز، برنده جایزه نوبل در رشته فیزیک بر آن شد که اسرار درون هرم گیزا را کشف نماید . وی بر این باور بود که این بار با روشی کاملأ نوین و جدا از شیوه های آزموده شده پیشین احتمالأ بتواند به اسرار نهفته در سردابها و اتاق های پنهانی درون آن راه یابد . در این هنگام که شاید از صدها پژوهشگر اهرام ازسراسر جهان با بی صبری در انتظار پایان آزمایشها و اعلام نتیجه نهایی بودند  بمباران اهرام بیش از 2 میلیون بار توسط دکتر کهد که همکار دکتر الوارز ، آغاز گشت . لیکن با نهایت تاسف و ناباوری پس از تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده توسط کامپیوتر های پیشرفته دانشگاه قاهره پاسخی که انتظار می رفت به دست نیامد . پس از سپری شدن نزدیک به یک سال از بمباران اهرام توسط دانشمندان یاد شده ، یکی از خبرنگاران روزنامه تایمز لندن به نام جان تامن تف در نوشتاری که در 14 جولای 1969 در این روزنامه به چاپ رسید گفت اهرام تمامی قوانین شناخته شده دانش فیزیک را رد می کند ، زیرا متاسفانه هر بار نتیجه به دست آمده آزمایش را به کامپیوتر داده ایم پاسخی کاملأ متفاوت با پاسخ های پیشین دریافت داشته ایم . دکتر کهد مسئول طرح بمباران اهرام نیز در پاسخ به نوشتار خبرنگار انگلیسی می گوید : اینک ناچاریم یکی از این دو فرضیه زیر را بپذیریم

 

 

1- برابر پیش بینی های به عمل آمده از سوی فراعنه در هزاران سال پیش همچنین به باور اهالی بومی دشت گزا ، گرفتار نفرین فراعنه آرمیده در درون اهرام میشویم

 

2 - با توجه به شکل هندسی و ابعاد و موقعیت جغرافیایی اهرام ، احتمالأ نیروهای مرموز و نا شناخته ای در کارند که مانع انجام عملیات شده و یا به گفته دیگر سردرگمی کامپیوتر ها را موجب می شوند

 

 

+ نوشته شده در  85/03/30ساعت 3 بعد از ظهر  توسط معین  | 

اروس(EROS):

 

عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و

 كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد

 -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.

 

لودوس( LUDUS):

 عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر

 - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي

 - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

 

فيلو( PHILO):

: عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد

-عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.

 

استورگ:  (  ST O R G E)

عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي

بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

 

پراگما( P R A GM A):

: عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر

يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد

 - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

 

 

مانيا    ( M A NIA) :

: عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت

نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر

 گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

 

اگيپ( A GAPE)

: عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران

بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

 

 

+ نوشته شده در  85/03/23ساعت 6 بعد از ظهر  توسط معین  | 

يك هفته پس از خلقت آدم: 

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم: 

با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا

 (يعني من موقع زنمه) بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و

مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت مقدس

جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني

 پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي

خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: 

انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با

ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر

دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر

زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده

اي؟ بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد

تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان

مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد

چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان

پا بر جاست.

هم اكنون:

به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام

اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا

نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد"

مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه

نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد. البته در نسخه جدید یاهو مسنجر که

برای مسلمانان تهیه شده در آن از عاقد الکترونیکی و شکلک های اسلامی استفاده میشود

 

+ نوشته شده در  85/03/11ساعت 10 بعد از ظهر  توسط معین  | 

يک بوسه زلب های تو در خواب گرفتم ----گويی که گل از چشمه ی مهتاب گرفتم ----در برکه ی اشکم همه دم نقش تو ديدم اين هديه ی خوبيست که از آب گرفتم ----هرگز نتوانی که زمن دور بمانی---- چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم

 

 يادته يک روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني

برو زير بارون که نکنه نامردي اشکات رو ببينه

 و بهت بخنده گفتم اگر بارون نباره چي!!! برگشتي و گفتي :

 اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون هم گريش ميگيره!!!

گفتم يک خواهش ازت دارم وقتي که آسمون چشمات ميخواد بباره ميشه تنهام نذاري؟

 گفتي به چشم ... اما حالا امروز دارم گريه ميکنم

 ولي آسمون نميباره تو هم اون دور ايستادي و بهم ميخندي

 اينم تقديم به نارفيق خودم

+ نوشته شده در  85/03/09ساعت 2 قبل از ظهر  توسط معین  | 

۱-

ابراهیم تاتلیس و یا به تلفظ صحیح «ابراهیم تاتلیسس» (İbrahim TATLISES) (زادۀ ژانویۀ ۱۹۵۲)، از خوانندگان کشور ترکیه است. مردم در ترکیه نام ایبو را هم برای او استفاده می‌کنند.امپراتور لقب متداولی برای او می‌باشد.

وی زاده یکی از شهرهای مناطق کردنشین جنوب شرقی این کشور می‌‌باشد و به هر دو زبان ترکی و کردی آثار مشهوری دارد.

تاتلیس یکی از پرکارترین هنرمندان ترکیه است. وی در نمایش تلویزیونی خود به نام «شوی ایبو» مجریگری نموده، و در فیلم‌های زیادی بازیگری نموده است. از میان 23 کاست او آیاغیندا کوندورا رکورد پرفروش‌ترین‌ها را در سال ۱۹۷۸ در ترکیه شکست
زندگی
نام اصلی او ابراهیم تاتلی بود و در یک خانوادۀ بی‌خانمان کرد در شهر اورفه به دنیا آمد. پس از مرگ پدرش در ۱۹۵۶ ابراهیم توسط مادرش پرورش یافت. موسیقی برای وی راهی برای گریز از دلهره‌های احساسی بود. با الهام گرفتن از آوازه‌خوان کردتبار ترکیه، ییلماز گونی، ابراهیم در نوجوانی آغاز به خواندن در مراسم عروسی و دیگر جشن‌ها نمود. با اینکه در سال ۱۹۷۵ کاستی به بازار عرضه کرد ولی فروش نرفتن آن باعث فاصله گرفتن ابراهیم از موسیقی شد. پس از مهاجرت به استانبول به همراه خانواده در 1977، مدتی به عنوان فروشنده بکار پرداخت تا اینکه دومین کاست او به نام آیاغیندا کوندورا موفقیت بسیار شایان توجهی بدست آورد. تاتلیس که در اواسط و اواخر دهۀ 1980 از مشاهیر موسیقی ترکیه بشمار می‌رفت تعداد زیادی آهنگ موسیقی محلی به همراه ارکستر را به اجرا درآورد و به عنوان استاد در زمینۀ سبک محلی «اوزون هوا» شناخته شد. در این سبک تُن‌های کشیده و نیمه‌فی‌البداهه بکار می‌رود. تاتلیس در میان جامعه مهاجران ترک و کرد آلمان محبوبیت خاصی دارد. ایشان او را «صدای وطن» نام نهاده‌اند. آثار او در میان ایرانیان و به‌خصوص ایرانیان آذری نیز طرفداران زیادی دارد.

۲-هایده

هایده، خواننده معروف ایرانی در 21 فروردین سال 1321 خورشیدی در تهران بدنیا آمد.
در روز بیستم ژانویه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد.

زندگینامه هایده
نام : معصومه دده بالا
نام هنری : هایده
تاریخ تولد : 1321
محل تولد : تهران
تاریخ وفات : 1368
محل وفات : آمریکا


درباره نام هایده
هایِده واژه‌ای عربی است به معنای زن توبه کرده که با نگاه به نامهای آلمانی چون هایدی، هایدا و هایده در زبان فارسی رواج یافته است.


فعالیت حرفه ای
هایده در سن بیست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای این اثر با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران موجب شهرت هایده شد. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته‌های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

ترانه هایی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف‌ترین ترانه‌های هایده در آن دوران است. وی چندی پیش از پیروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانه‌های نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.

موسیقی این ترانه‌ها اغلب از فرید زولاند، صادق نجوکی، آندرانیک، محمد حیدری، انوشیروان روحانی و ترانه‌ها سروده لیلا کسری (هدیه)، اردلان سرفراز، بیژن سمندر و ... بود؛ همچنین باید از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظیم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هایی چون "شانه هایت را برای گریه..."، "ساقی" و "یارب" شد.

 

صدای هایده
پروفسور اریک نخجوانی درباره صدای هایده در دانشنامه ایرانیکا (Encyclopedia Iranica) می‌‌نویسد: "تلفیق قدرت حنجره و مهارت در تکنیک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنینی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسیقایی، داشتن ریتم روان در اجرا و بیان شاعرانه و موثر موسیقایی، به او این امکان را داد تا هر ترانه‌ای را که می‌‌خواند به شکلی تاثیرگذار اجرا کند..."

آلبوم ها
هایده دارای بیش از 30 آلبوم به نامهای زیر می‌باشد:

روزای روشن
خرباتی
پادشه خوبان
خداحافظ
شب عشق
فریاد
گلواژه
آزاده
بزن تار
رفتم
شانه هایت
بلبلی که خاموش شد
ای زندگی سلام
حیف
ناشنیده‌ها
آمدنت مهاله
سوگند
بزم و کنسرت
دشتستانی
بزم (نوروز 1346)
آشنایی
سه کنسرت در سه آلبوم

 

وی همچنین با هنرمندانی دیگر آلبوم های مشترکی ارائه داده است:

 


بزم 1 ( هایده و گلپا)
اوج صدا ( هایده و مهستی)
بزم 2 ( هایده و گلپا)
افسانه شیرین (هایده و شجریان)
گلهای غربت ( هایده و معین)
شب عاشقان ( هایده و ستار)
همخونه ( هایده و ویگن)
سفر (هایده و معین)


کنسرت های موفق
از کنسرت های موفق هایده در خارج از ایران می‌‌توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ایرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه یو.سی.ال.ای در کالیفرنیا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزیک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.


بیشتر ترانه‌های هایده به همت منوچهر بی بیان بنیانگذار و تهیه کننده برنامه‌های تلویزیون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو)در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غیرقانونی توسط یکی از کمپانی های ایرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کیفیتی نه چندان مطلوب انتشار یافت.

آخرین شب زندگی
هایده در آخرین شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو همراه با پرویز رحمان پناه (تار)، عبدی یمینی (کیبورد)، سیامک پویان (تمبک) و ... برنامه‌ای بیاد ماندنی اجرا کرد. این برنامه سه ساعت و نیمه توسط خسرو مترجمی (بنیانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کالیفرنیا) فیلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلایل نامعلوم هنوز انتشار نیافته است.

هایده در آخرین ماه‌های عمر خود مشغول ضبط یک آلبوم از ترانه‌های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسین واثقی بود و در حالی که قراردادی نیز با سعید دیهمی (نوازنده پیانو) که سابقاً ترانه بیاد ماندنی "نامه" را برایش ساخته بود داشت راهی سانفرانسیسکو شد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت...

هایده در روز بیستم ژانویه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد.

 

 

 


+ نوشته شده در  85/03/04ساعت 1 بعد از ظهر  توسط معین  |