تبليغاتX
عشق يعني مستي يعني ديوانگي ** عشق يعني با جهان بيگانگي ** عشق يعني شب نخفتن تا سحر ** عشق يعني سجده ها با چشم تر ** عشق يعني سر به دار آويختن ** عشق يعني اشک حسرت ريختن ** عشق يعني در جهان رسوا شدن ** عشق يعني مست و بي پروا شدن ** عشق يعني سوختن و ساختن ** عشق يعني زندگي را باختن ** عشق يعني.........؟

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب گلایه های من در تنهایی

گلایه های من در تنهایی

بیا تا گل بر افشانیم

یاد دارم یک غروب سرد سرد
می گذشت از توی کوچه دوره گرد.
«دوره گردم کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم»
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شکست.
«اول سال است؛ نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟»
بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بدتر از آن خواهرم دلگیر بود
مشکل ما درد نان تنها نبود
شاید آن لحظه خدا با ما نبود
باز آواز درشت دوره گرد
رشته ی اندیشه ام را پاره کرد
«دوره گردم کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم»
خواهرم بی روسری بیرون دوید.
آی آقا ! سفره خالی می خرید؟

+ نوشته شده در  85/05/22ساعت 8 بعد از ظهر  توسط معین  | 

عشق يعني رد شدن از مرز سخت

 عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ

 *

عشق يعني خواستن , له له زدن

 عشق يعني سوختن , پر پر زدن

 *

عشق يعني جام لبريز از شراب

 عشق يعني تشنگي يعني سراب

 *

عشق يعني لايق مريم شدن

 عشق يعني با خدا همدم شدن

 *

عشق يعني لحظه هاي بي قرار

 عشق يعني صبر يعني انتظار

 *

عشق يعني از سپيده تا سحر

 عشق يعني پا نهادن در خطر

 *

عشق يعني لحظه ي ديدار يار

 عشق يعني دست در دست نگار

 *

عشق يعني ارزو يعني اميد

عشق يعني روشني يعني سپيد

 عشق يعني غوطه خوردن بين موج ...

 *

 عشق یعنی استخوان وتل خاک

سالها تنهای تنها زیر خاک

 

 

+ نوشته شده در  85/05/20ساعت 0 قبل از ظهر  توسط معین  | 

 

 

داریوش اقبالی (مشهور به داریوش) خواننده و بازیگر ایرانی است. داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران به دنیا آمد

 

 پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را در میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند.

 اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرا به روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستان‌هایی همچون

 فارابی کرج، رازی سنندج، و آزادگان تهران پارس می‌گذراند و در مراسم‌های هنری فعالیت داشت.

 

در ۱۳۴۹ با حسن خیاطباشی آشنا می‌شود و همین ورود رسمی او به موسیقی حرفه‌ای است.

 در همین سال او با ترانهٔ «به من نگو دوست دارم» معروف می‌شود.

 

در دهه ۱۳۵۰ و جو انقلابی ضد شاهی ایران به جرم خواندن ترانه‌هایی همچون "بوی گندم" (از شهیار قنبری) به زندان می‌افتد.

 

با سر کار آمدن جمهوری اسلامی، داریوش نیز مانند اکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شده و

 در ۱۹۸۱ به انگلستان می‌رود. در خارج همواره از فعالان علیه جمهوری اسلامی بوده است و ترانه "وطن پرنده پر در خون،

 وطن شگفته گل در خون" را در توصیف وضع ایران در آن سال‌ها اجرا می‌کند.

 

در سال‌های پس از آن، داریوش همیشه در خارج کشور فعال بوده است و در کشورهای بسیاری

 همچون آمریکا,انگلستان,آلمان,کانادا و ژاپن کنسرت اجرا کرده است.

 

او که خود مدت‌ها معتاد بود (بنا بر اظهارات خودش)، اعتیاد را ترک کرد و به عنوان فعال ضد اعتیاد نیز فعالیت می‌کند

و از همین رو به همراه جمع دیگری سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را تاسیس کرده است.

 بعدها با تاسیس بنیاد آینه و عضویت در عفو بین الملل بر فعالیت‌های اجتماعی خود افزود

. به گزارش سایت شخصی‌اش، از فستیوال ویدئو کلیپ در بحرین جایزه‌ای به مناسب این فعالیت‌ها دریافت کرده است.

داریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.

 

شعرهای ترانه‌هایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، شاملو و نادرپور و ترانه سرایانی مانند اردلان سرافراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است.

 و با آهنگسازانی چون جلیل و فرید زولاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، بابک افشار کار کرده است.

از جمله ماندگار ترین کارهای داریوش میتوان به ترانه های " دستای تو " و "چشم من" از ساخته های استاد حسن شماعی زاده نیز اشاره کرد

 

کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.

 

ماهسون یکی از خواننده‌های کردتبار ترکیه است. وی در سال1969میلادی برابر باسال 1348شمسی

در یکی از روستا های استان دیاربکر در خانه‌ای که فقط یک اتاق داشت به دنیا آمد.

 زمانیکه مادرش او را 4 ماهه حامله بود از پدر ماهسون طلاق گرفت

 و ماهسون تا 6 سالگی هیچگاه پدر خود را ندید بعد از 6 سالگی هم گاه گاه پدرش بدیدنش می آمد.

 ماهسون زمانیکه 15ساله بود به استانبول رفت و در 19 سالگی وارد دانشگاه فنی استانبول شد

 او یکی از خوانندگان تحصیلکرده ترکیه در رشته موسیقی است.

 ماهسون در سال 1993 اولین آلبوم حرفه‌ای خود را وارد بازارموسیقی کرد

.و بعد از آن هم تقریبآ هر 2 سال یکبار آلبومی رااجرا کرده است

.ماهسون هر بارکه آلبومی تازه وارد بازار می کندرکورد فروش را میشکند

 و تا کنون هیچکدام از خوانندگان ترک نتوانسته‌اند از لحاظ فروش آلبوم با او رقابت کنند

. بعضی از ترانه‌های او مانند

 حق انسانها /زمین نخوردم/وطنم میگرید/دوست/ خسته شدم/ از ما نیست/بی وفا و...

 علاوه بر اجرای بسیار زیبا و طلائی ماهسون دارای مفاهیم عالی انسانی نیز هستند

.ماهسون آهنگساز قابلی نیز هست او اکثر ترانه هایش را خودش می ساز

دو برای بعضی از خوانندگان معروف هم تاکنون آهنگهائی ساخته است

 .ماهسون مانند دیگر خواننده‌های کرد ترکیه نمی‌تواند به دلخواه خود ترانه کردی بخواند

 در سال ۱۹۹۱ آهنگ زبان کردی شیرین است را به زبان کردی خواند

 که باعث مشکلاتی از سوی رژیم ترک برای وی شد.

 در سال ۲۰۰۰ ترانه برابری(once insanim)

 را خواند که باعث فراخوانی وی به دادگاه ترک به دلیل خواندن ۲ بیت کردی شد.

 وی انسانی آشتی خواه خوش ظاهر و دوست داشتنی است

 ودر بیشتر کاستهای خود از جنگ ها نالیده و برای حلبجه و چچن و...

 نیز ترانه‌های ماندگاری سروده.ماهسون در ایران نیز طرفداران زیادی دارد

+ نوشته شده در  85/05/08ساعت 9 بعد از ظهر  توسط معین  | 

من پذیرفتم شکست خویش را

 

پندهای عقل دور اندیش را

 

من پذیرفتم که عشق افسانه است

 

این دل درد اشنا دیوانه است

 

می روم از رفتن من شاد باش

 

از عذاب دیدنم ازاد باش

 

گر چه تو تنها تر از من میشوی

 

ارزو دارم تو هم عاشق شوی

 

ارزو دارم بفهمی درد را

 

تلخی برخوردهای سرد را

+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 7 بعد از ظهر  توسط معین  |